محمد يوسف ناجى

45

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )

نشود بر سر خلق / تا به شب بر در معبود گدايى نكنى » . شرط ديگر آن است كه « حكمرانى را به قدر و نيّت امر به معروف كردن و نهى از منكر نمودن و دانستن آنها » كه « واجب است » پيش برند . چراكه « زياد از اين ، جبر و حرام است و از عدالت بيرون » . به علاوه « همگى صاحبان رتق و فتق امور مؤمنان » نيز بايد در « اعانت و تمشيت دين مبين رسول امين و پيروى و نشر مناقب و فضايل امير المؤمنين و ائمه طاهرين » كوشا باشند . در اين ميان بيشترين وظيفه را شاه دارد : « پادشاه ظلّ اللّه دين‌پناه بايد در تأكيد قواعد شريعت غرّا و تنفيذ احكام ملّت بيضا ، مكنون ضمير منير مهر تنوير و پيش‌نهاد خاطر عاطر حق‌گزين ، قايم و ثابت دارند و به باران ميامن اقبال اين شيوه خجسته و شيم گلشن دين و ايمان را سيراب و بارور سازند ، و از شئومت اهانت دين و اهل شرع به يقين محترز و از وخامت عاقبت كار و بىاعتنايى در آن مجتنب بوده ، باب شماتت مخالفان را بر اهل اسلام باز و زبان طعن و ملامت اعادى دين را بر خود دراز نگردانند و منافقان ظلم آثار و غاويان ستم شعار را بر سر مؤمنان و عالمان و شيعيان حيدر كرّار - عليه السّلام - حاكم نفرمايند كه باعث سخط الهى و بىرونقى ملك و ملت و باعث عمر كوتاهى است » . يك نتيجه تلاش شاهان و اميران « در مقام ترويج دين و احكام و اجراى آن » اين است كه امراى محلى و مردم نيز به آنان اقتدا خواهند كرد و « احدى از حكّام و عمّال هر ديار و ساير متوطنان قرى و امصار را از جادة تتبّع و مجراى اين شيمه حقّه مجال انحراف و تخلف